قابل ستایش است خداوند بخشنده و مهربان که همه
سپاس ها و درود ها مخصوص است
ای منتهای بودن، ای دانش نهائی ، ای بعد بی نهایت
ای اوج شادمانی، بر شعور قلبی، آرامش درونی،
همزیستی ،تحمل ،ایمان ، خرد عطا کن
ما را به حکم بودن از بند تن رها کن
از بند خودپرستی، از خشم ، آز، شهوت ، نفرت،نجاتمان ده
از فیض لایزالت محروممان مگردان
تا قلب ما همیشه لبریز عشق باشد
در هر کجا که هستیم ، در هر مقام و منصب
همواره نام خود را آویز راهمان کن
مگذار یاد پاکت در ذهن ما بمیرد
مگذار یاد پاکت در ذهن ما بمیرد
آدمها در تکرار، استحالهی نفس اجتماعی خویش میشوند. به ظاهر این ضرورت زندگی اجتماعی است و اگر مدینهالفاضلهای میبود شاید ضرورت دیگری حاکم میشد تا آدمها تکرار هر روزشان شوند، ولی مدینهالفاضلهی آرمانی دست نایافتنی است. بشر در کثرت به سرانجامی آرمانی نمیرسد. یافتن انسانی آرمانی خود به مفهوم انسانی دگرگونه و کمالگراست، اما آیا این شدن با ضرورتی که بر زندگی اجتماعی حاکم است میتواند میسر باشد؟
یافتن انسانی تام و تمام اگرچه مثل مدینهالفاضله غیر ممکن به نظر میرسد، اما جستجوی انسان کامل میتواند آدمی را از بیراههها، به طریق درست رهنمون ساخته و او را به مسیر کمال بکشاند. طی طریق در این راه برای یافتن انسان کامل است که آدمی را ناگزیر میکند تا بر ضرورتی که بر کثرت حاکم است به تقابل افتد.
توجه به انسان و علت حضور او در عرصهی گیتی، از دیرباز مورد توجه تمام مکاتب مذهبی و فلسفی بوده است. بشر اندیشه ورز، دائماً در حال شناسائی اسرار و رموز هستی است، هر چقدر که حوزهشناسائی انسان در حیطهی هستی افزایش مییابد، رشد عقلی و تربیت شعور فزون میگردد. بشری که به راز نگارش دست یافته مفاهیم و شناسائیهای خویشتن را مکتوب میکند تا پس از او ادامه کار ناتمام نماند و دیگریی راه نیمه تمام او را پیماید.
در این راه اکثر مکاتب صوری از انسان کامل خویش را تعریف کردهاند. در مکتب یوگا «انسان آزاد»- مکاتب یونانی «فیلسوف «دوستدار خرد و دانش»» - صوفیه «قطب» - نیچه «ابر انسان» و ... از همه بالاتر در قرآن «خلیفه الله» نام گرفته است.
معرفی انسان کامل کار سِتُرگی است که از دست هر بشری ساخته نخواهد بود اما ضرورتی است که در جامعه خلاء آن حس میشود و بهمین سبب منجر به تدوین مجموعه مقالاتی شد تا از دیدگاههای مختلف انسان کامل شناخته شود.
در عصری که ستارگان سینما برای جوانان، انسان ایدهآل محسوب میشوند و پیروی از آنان به عنوان یک اصل اجتنابناپذیر در آمده است، بر آن شدیم تا تصوری را که ادیان و مکاتب از انسان ایدهآل شرح میدهند را معرفی کنیم. باشد که در نهایت به گوشهای از صفات عالیه این بشر خاکی نائل آئیم.
انسان از دیدگاه زرتشت – بودا – یوگا – بهاکتی – لائوتسه – کنفوسیوس – ذن – یونانیان باستان – فارابی – صوفیه – مولوی – نیچه و ... – نهجالبلاغه و در نهایت انسان کامل از دیدگاه قرآن.
انسان کاملی که در این گفتار مطرح شده است یک ویژگی بسیار مهم دارد که تمامی مکاتب غیر آسمانی از آن بیبهرهاند و آن انسان کاملی که خود مراحل کمال را در دوران حیات خویش پیموده سیمای انسان کامل را ترسیم مینماید.
حضرت علی بن ابیطالب: انسانی کامل است که خود طعم حیات ایدهآل را در مسیر پر فراز و نشیب عمر خود چشیده است.
حضرت علی «ع» سیمای این انسان کامل و راههای وصول به این کمال را برای انسانهای تمام اعصار و قرون وصف نمودهاند. برای بیان تمامیت صور این انسان کامل مجال این دفتر کوتاه است و زبان این قلم الکن ... اما بنا به حکم «هم به قدر تشنگی باید چشید.» توجه خوانندگان محترم را به گوشههائی از خطبهی 193 نهجالبلاغه معطوف میداریم.«1»
مَنطِقُهُمُ الصَّوَابُ. گفتار و کلام انسان کامل راست است و جز بر مبنای حقیقت سخنی بر زبان نمیراند.
وَ مَلبَسُهُم الاِقتِصادُ. در پوشش رعایت اعتدال را کرده و در حقیقت فراتر بودن محتوی نسبت به فرم را متذکر میشود.
وَ مَشیُهُمُ التَّواضُعُ. راه رفتن انسان کامل براساس تواضع و فروتنی است. حرکات و سکنات او به دور از نخوت و غرور است. انسان کامل با رفتار خویش مقام و منزلت خود را بیان میکند.
وَ وَقَفُوا أَسماَعَهُم عَلَی العِلمِ النّافِعِ لَهُم. انسانهای متقی همواره در جستجوی علم و دانش بوده و در راه فراگیری آن هیچگاه از پای نمینشینند، علم و دانش را آنچنان مفید به حال خود میدانند که همواره گوشهای خود را وقف شنیدن دانشهای سودمند مینمایند.
نُزِّلَت أَنفُسُهُم مِنهُم فِی البَلَاءِ کَالَّتِی نُزِّلَت فِی الرَّخَاءِ. حالات روحی آنها در بلا و آسایش یکسان است. نه خوشیهای دنیا آنان را از خود بیخود میکند و نه ناخوشیهای آن. به ماهیت زندگی دنیا پی بردهاند و ناپایداری خوشیهای دنیا را نیز دریافتهاند.
وَ شُرُورُهُم مَأمُونَهً. هیچ انسانی را نمیتوان یافت که از دست و زبان این انسان نمونه در آزار باشد.
وَ حَاجَاتُهُم خَفِیفَهً. نیازمندیهای آنها کم است، چرا که بندهای تعلق را از دنیا بریده و به اندک چیزی که نیازهای حیاتی آنان را بر طرف سازد قانع هستند.
وَ أَنفُسُهُم عَفِیفَهً. چون اطاعت خدا را پذیرفته و فقط تن به بندگی او دادهاند، در نتیجه دل خود را از هوا و هوس تخلیه نمودهاند.
فَأذَا مَرُّوا بِآیَهٍ فِیهَا تَشوِیقً رَکَنُوا إِلَیهَا شَوقاً، وَ ظَنُّوا أَنَّهَا نُصبَ أعیُنِهِم. آنها به آیات الهی درست میاندیشند، از کنار هر آیهای به سادگی گذر نمیکنند آیات را با تعمق و تدبر تلاوت میکنند آنها را نصبالعین خود قرار میدهند. هر گاه آیهای را قرائت نمایند که در آن از تشویق سخن به میان آمده باشد دل و جانشان با شوق بسیار به آن آیات گرایش پیدا میکند و میکوشند تا آن آیات را همواره سرمشق خود قرار دهند.
وَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ. این زاهدان شب عالمان روزند. در روز به سراغ علم و دانش رفته تا بینش خویش را در پی گرایش به حق تکمیل نمایند. عالمانی حلیم و بردبار.
أَبرَارً أَتقِیَاءُ. تقوی و نیکوکاری نیز از جمله خصلتهای آنهاست. هیچگاه دست از نیکی نمیشویند و از تقوی دوری نمیجویند.
لاَ یَرضَونَ مِن أَعمَالِهِمُ القَلِیلَ، و لاَ یَستَکثِرُونَ الکَثِیرَ. از دیگر خصوصیات انسان الهی این است که اعمالش هر اندازه زیاد باشد کم میبیند، هیچگاه دچار خود برتر بینی نمیشود و از اعمال خود خشنود نیست.
وَ حِزماً فِی لِینٍ. از دیگر نشانهها نرم خوئی و دور اندیشی آنهاست.
وَ إِیمَاناً فَی یَقِینٍ، وَ حِرصاً فِی عِلمٍ. ایمان آنها تبدیل به یقین شده و نسبت به علم و دانش حریص بوده و علم آنان نیز توام با حلم است.
وَ قَصداً فِی غِنیً، وَ خُشُوعاً فِی عِبَادَهً، وَ تَجَمُّلاً فِی فَاقَهٍ. آنها در حال غنا میانهرو بوده و در عبادت بسیار خاشع و در عین تهیدستی حالت عزت نفس خود را رعایت کرده و تظاهر به دارائی میکنند.
یَمزُجُ الحِلمَ بِالعَمَلِ، وَ القَولَ بِالعَمَلِ. آنها علم را با حلم و گفتار را با کردار هماهنگ کردهاند.
تَرَاهُ قَرِیباً أَمَلُهُ، قَلِیلاً زَلَلُهُ، خَاشِعاً قَلبُهُ، قَانِعَهً نَفسُهُ، مَنزُوراً أَکلُهُ، سَهلاً أُمرُهُ، حَرِیزاً دِینُهُ، مَیِّتَهً شَهوَتُهُ، مَکظُوماً غَیظُهُ.
انسان کامل آرزوهای دور و دراز ندارد، خطا و لغزشش اندک است، قلبش خاشع، نفسش قانع و خوراکش اندک است. کار آنها آسان بوده و دینش محفوظ مانده، شهوتش از بین رفته و بالاخره خشمش به کنترل در آمده است.
الخَیرُ مِنهُ مَأمُولٌ، و الشَّرُّ مِنهُ مِأمُونٌ. از دیگر نشانههای یک انسان کامل آنست که به مردم ضرر و زیان نمیرساند و آنها به او چشمامید دوختهاند.
إن کَانَ فِي الغَافِلِینَ کُتِبَ فِی الذاکِرِینَ لَم یُکتَب مِنَ الغَافِلِینَ. چنین انسانهایی اگر در میان غافلان و بیخبران از خدا باشند از زمرهی آگاهان بشمار میروند، چرا که دل آنها همواره به یاد خداست و اگر در میان ذاکران خدا باشند، هیچگاه در زمرهی غافلان نخواهند بود.
لاَ یَحِیفُ عَلَی مَن یُبغِضُ، و لاَ یأثَمُ فِیمَن یُحِبُّ. به خاطر دشمنی با کسی دچار ظلم نمیشوند، به خاطر دوستی با کسی مرتکب گناه نمیشوند. به بیان دیگر نه دوستی و نه دشمنی با کسی آنها را از مسیر حقیقت دور نمیکند.
لَا یُضِیعُ مَا استُحفِظَ، و لاَ ینسَی مَا ذُکِّرَ، و لاَ یُنَابِزُ بِالأَلقابِ، و لاَ یضَارُّ بالجَارِ، و لِا یَشمَتُ بالمَصائِبِ، و لِا یَدخُلُ فی البَاطَلَ، و لاَ یَخرُجُ مِنَ الحَقِّ. آنها در امانتداری امین هستند. بنابراین هر چه را که به آنها بسپارند تباه نمیسازند، و آنچه را که به آنها تذکر دادهاند فراموش نمیکنند، افراد را با القاب زشت، خطاب نمیکنند، به همسایگان خود ضرر و زیان نمیرسانند. همچنان که نه مصیبتزده را شماتت میکنند و نه در محیط باطل گام میگذارند. بلکه همواره در مسیر حق گام گذاشته و هیچگاه از آن خارج نمیشوند.
به نقل از مجله دانش یوگا
» کمیته یوگای خراسان شمالی سال نو را به هموطنان عزیز خصوصا اهالی یوگا تبریک عرض می نماید
» دلایل ایجاد استرس
» به علت عدم تامین هزینه اعزام تیم یوگای خراسان شمالی از سوی هیئت همگانی این تیم به مسابقات آزاد کشوری
» مربیان یوگای خراسان شمالی
»
»
»
» دانلود یوگانیدرا با صدای زنده یاد استاد جلال موسوی نسب(صوتی)
»
| Design By : RoozGozar.com |
